آینده از آن ماست
و جهنم زمانی است که شما دارای: ۱- اتومبيل آمريکايی ۲- زن بريتانيايی ۳- خانه چينی ۴- غذای آلمـانی ۵- حقوق ايراني
شکسپیر میگه:وقتی که فکر میکنی هیچ کس نیست که به درده دلت گوش کنه مطمین باش که یکی برای دیدنت لحظه شماری میکنه ....
هرگز حسرتی در هیچ کجای دنیا این چنین یکجا جمع نمی شود که در همین سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد
اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه
خواهند گفت:
نخواهی رسید
که اگر برسم
خواهند گفت:
این آن نیست
مگر نه اینست که فقط من می دانم.
کیفیت این نیست که به استاندارد خاصی دست پیدا کنید بلکه کیفیت یک فرایند دائمی و روزمره است و پایانی برای بهبود کیفیت وجود نداره.
بارالها توبه کردم که دگر مي نخورم يار اگر ساقي شود مي بدهد من چه کنم.
دستم بوي گل ميداد ، مرا به جرم چيدن گل محکوم کردند ولي هيچ کسي فکر نکرد شايد گلي کاشته باشم .
*كسي كه بتواند به غريبه اي سلام كند ، به يك درخت هم ميتواند سلام كند . ميتواند براي پرنده ها آواز بخواند . آنها هر روز آواز ميخوانند و تو حتي به روي خود هم نياورده اي كه بايد كه بايد روزي چهچهه ي آنها را پاسخ دهي !
* زندگي فقط فرصتي است براي تعالي ، براي بودن ، براي شكوفا شدن . زندگي به خودي خود خالي است ، تا خلاق نباشي قادر نخواهي بود آن را با رضايت خاطر پر كني . تو نغمه اي در دل داري كه بايد سراييده شود و رقصي كه بايد اجرا شود .
* با افراد به عنوان وسيله رفتار نكن ، آنها سر منزل خودشان اند . به آنها وصل شو ، در عشق ، در عزت ، هرگز آنها را در تملك نگير و هرگز در تملكشان قرار نگير ! به آنان وابسته مباش و ديگران را به خود وابسته نكن .
* بگذار اين قاعده اساس زندگي باشد ، يكي از اساسي ترين قواعد : " هر چه نسبت به خودت باشي ، نسبت به ديگران هم همان خواهي بود اگر خودت را دوست بداري ديگران را هم دوست خواهي داشت "
* زندگي بايد جنبشي دائمي شود . جنبشي از نورها در سراسر سال . تنها آنگاه مي تواني رشد كني ، شكوفا شوي كه چيزهاي كوچك و پيش و پا افتاده را به جشن مبدل كني .
* مقايسه را كنار بگذار ، آنگاه زندگي واقعاً زيباست . مقايسه را كنار بگذار آن وقت مي تواني بي كم و كاست از زندگي لذت ببري . كسي كه از زندگي اش لذت مي برد هيچ ميلي به تملك ندارد زيرا مي داند چيزهاي واقعي زندگي كه ارزش لذت بردن دارند قابل خريداري نيستند .
* گوش دادن يعني آموختن زيرا وقتي خاموش گوش فرا مي دهي كل هستي سخن گفتن با تو را آغاز مي كند . وقتي كاملاً ساكتي اين عاليترين لحظه براي يادگيري است . زندگي رمز و رازهاي خودش را وقتي آشكار مي سازد كه تو خاموشي .
* هستي همواره در پي جبران نيكي هاي توست . هر چه به هستي ببخشي هزاران برابرش را به تو باز مي گرداند . تو يك شاخه گل هديه ميكني و هزاران شاخه گل همه سو بر سر و رويت مي بارد . به مالت نچسب ، اگر واقعا مايلي كه ثروتمند شوي ، اگر ميخواهي دنياي دروني و پر مايه اي داشته باشي ، هنر بخشش را بياموز .
* تحصيلات واقعي به تو آموزش نخواهد داد كه رقابت كني ! بلكه به تو آموزش ميدهد با ديگران همكاري كني ، به تو آموزش نخواهد داد مبارزه كني و نفر اول باشي . به تو آموزش خواهد داد بي هيچ مقايسه اي با ديگران خلاق و با محبت و لذت بخش باشي
میترسم . میترسم؛ نه از تعقیب سایه و سنگ ، نه از شبهای بیمهتاب و زوزهی گرگ ، از آدمها... از آدمها میترسم . از آنکه با من مینشیند و برمیخیزد . از آنکه هر صبح به سلامی و لبخندی پاسخم میگوید . از دوستنمایان ... از آنکه دوست مینماید میترسم . از همانانکه ــ به قول فروغ ــ مرا میبوسند و طناب دار مرا میبافند ... سالهاست که میترسم. از آدمها میترسم و میگریزم به خلوت. به خلوتِ خالی از چشم میگریزم و میترسم از چشمهایی که خلوتم را میپایند … میگویند هر کاری عقوبتی دارد ؛ عقوبت ریختن آبروی دیگران، عقوبت تمسخر، تحقیر و عقوبت شکستن دل . تو بگو ... بگو من مبتلای کدام عقوبتم ؟ کاش در زمان پیامبری میزیستم ، از ترسهایم میپرسیدم و از عقوبتکشیدنم. کاش ناگاه از جایی الهامم میشد که این درد که میکشم از کجاست ! مجتبی ــ که دوستم بود ــ آن سالها میگفت: - فکر کن حالا ! حتماً گناهی کردهای، توبه کن از گناهانت! من فکر میکردم با خودم ... من گناه نکرده بودم خدای من مثل خدای آنها سختگیر نبود که از من کارهای سخت بخواهد مادرم همیشه میگوید : هر چه به ما میرسد، هر چه به ما میدهند، هرچه که میگویند سرنوشت ماست، همه را یک روزی، یک جایی از ما پرسیدهاند و بلهاش را گرفتهاند. از من هم پرسیدهاند ؟ یادم نمیآید ... ! و این شاید معنی همان تقدیر است که هیچ وقت نفهمیدمش. ...... من میترسم از این همه دروغ ... از تزویر . میترسم از متنعّم بیدرد که نفَس از گرما میآورد و لب به نصیحت و شماتت میگشاید. حتی از تو... راستی ای چشمهای ناآشنا ! تو که ترسهایم را میخوانی... تو کیستی؟ کیستی ای چشمهای پنهان ؟ از تو هم میترسم . اما گاهی میخواهم به تو بگویم. همهی ترسهایم را بریزم جلوی دیدگانت تا بخوانی. شاید دستهایت را گشودی... شاید به پیامی و کلامی مرا نوازیدی. ای مخاطب ناآشنا ! شاید دستهایت را برایم به سوی آسمان بلند کردی و ستارهای چیدی . ستاره را در کلامی بگذار و برایم بفرست... !
پرنده گفت چه بویی ،چه آفتابی، آه
بهار آمده است
ومن به جستجوی جفت خویش خواهم رفت.
پرنده از لب ایوان
پرید،مثل پیامی پرید و رفت
پرنده کوچک بود
پرنده فکر نمی کرد
پرنده روزنامه نمی خواند
پرنده قرض نداشت
پرنده آدمها را نمی شناخت
پرنده روی هوا
وبر فراز چراغهای خطر
در ارتفاع بی خبری می پرید
و لحظه های آبی را
دیوانه وار تجربه می کرد
پرنده، آه، فقط یک پرنده بود

برویم .................. من می گویم برویم تا آخر .......... کسی چه می داند؟............شاید بعد
از این پیچ سرسبزی باشد !!! نه؟
ما باید تا آخر برویم.................................می دانی چرا؟....... چون اگر بمانیم خواهیم مرد !!!
و اگر برگردیم .........!!! ...... چه می شود؟

تمنا كن ولي خار نشو ، براي عشق قبول كن ولي غرورتت رو از دست نده ،
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو ،
براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه ،
براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن ،
براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير ،
براي عشق وصال كن ولي فرار مكن ،
براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن ،
براي عشق بمير ولي كسي رو نكش ،
براي عشق خودت باش ولي خوب باش
seni seviyorum demenin 111şəkli
عشق فرزند آزادی است.
بهترین خود باش
بهتر از دیگران مباش
که بهترین بودن بدبختی است.
سلام به همراهان خوبم ![]()
امیدوارم که از مطالب وبلاگ بهره کافی رو برده باشید.![]()
من میخوام یه قسمت جدید با نام "دل نوشته های شما ..."۱ تو وبلاگ راه بندازم.اونم اینطوریکه شما
مطالب دلخواه خودتون رو -که البته در رابطه با موضوع وبلاگ باشه- فقط تو قسمت نظرخواهی برای من
بفرستین تا با نام شما توی وبلاگ درج کنم.(لطفاْ در ابتدای مطلب بنویسید که برای درج در وبلاگ
)
(۱) اگه پیشنهادی هم در مورد اسم این قسمت داشته باشین برام بفرستین.
از همتون متشکرم ![]()
" هانی"
آنان که عشق خود را آشکار نکنند معشوق نخواهند بود ، عشق حقیقی هیچگاه یکنواخت و آرام پیش نمی رود.
عاشق آنکسی باش که بر دو طرفه بودن عشق اصرار می کند.
خواستم هديه اي برايت بفرستم
گل گفت : مرا بفرست تا با
عطرخود او راشاد سازم گفتم :
اوخودش گل است خار گفت :
مرابفرست تا به چشم دشمنانش
فرو روم ، گفتم : او آنقدرمهربان
است كه دشمن ندارد؛ بلبل
گفت : مرا بفرست تا با آوازم او را
شادسازم، گفتم : نه او خوش
صداست ناگهان صداي قلبم به
گوشم رسيد؛صداي تاپ تاپ قلبم
بود كه مي گفت مرا بفرست تا
دوستش بدارم
مهربانی را در کودکی یافتم که آبنباتش را به دریاچه نمک انداخته بود تا شیرین شود .
You can be a million miles away from me
You can be kissin' another man's lips
But I'm your man, I'm your man
If tomorrow would stay behind
And I close my eyes to never wake up
I'm still your man, I'm your man
I pray to God, I pray for time
I pray I can hold you in my arms
Pray with me eternally
Time is forever ours
It's the way that you smile
It's the way that you cry
Why I always want to be your man
It's the way that I feel, when I feel you inside
Why I always want to be your man
خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ... به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه ... مي باره و مي باره و ... اينقدر مي باره تا آبي شه ... آفتابي شه ...!!! کاش ... کاش مي شد مثل آسمون بود ... كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي ... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده!!!
عشق بين دو نفر اين نيست كه هر دو زير باران خيس شوند عشق آن است كه يكي چتر شود براي ديگر و ديگري هيچگاه نفهمد كه چرا خيس شد...
سلام
من این وبلاگ رو تازه راه انداختم و در حقیقت ادامه راه وبلاگ قبلیم یعنی
http://www.askvadisi.blogfa.com
هست. امیدوارم که مورد توجهتون قرار بگیره و منو در این راه مشایعت کنید.
متشکرم![]()